
دور نمای معارف

قرار معلومات از گفت شنود های شفاهی بین مردم ، تحقیق و تجسس از منابع معتبر دست داشته چنین استنباط می گردد که مردم خطۀ زیبای آقچه از قدیم الایام شایق فرهنگ و تعلیم بوده و از ادوار کهن تا حال حافظ علم و معرفت بوده اند.
دوران حاکمیت میر حیدر مشهور به خواجه پارسا حکمران سده سیزدهم هـ ق در آقچه مستند واضح برای ادعای خویش بیآوریم، اشتباه نخواهد شد. در این ادوار متذکره حاکمین وقت با مردم یکجا شانه به شانه در پیش برد تعلیم و تحصیل جوانان و نوجوانان زحمت میکشند. و درباره آینده تعلیمی آینده سازان این خطۀ باستانی توجه خاص داشتند.
درین این خطه تعلیمات ابتدائی به گونه اجباری و مروجه اکثراَ در مسجد توسط امامان پیش برده میشود. زمانیکه شاگرد با سواد و به راه آموزش داخل و کلاَ به تحصیلات به سویه بالا تیار شد. آنگاه راهی مدرسه میگردد
چون مدرسه با کمیت محدودی دیده میشد ، در مدرسه توسط مدرسین برای طلبا تدریس میشد. در زمان حکومت ایشان صدور خان توجهات برای تعلیم و آموزش صورت میگرفت. مسجد شورمیدان و مسجد قریه نملیک فعال و هزاران طلبه را در آغوش جا داده و با علمای جید وقت تدریس صورت میگرفت.
در آواخر سده سیزده هم هجری شمسی لشکر کشی های متداوم در ترکستان ”شمال افغانستان امروزی “ اعث گردیده یک سلسله سکته گی در معارف پدیدار میگردد. محمـــــــــــــــد اعظم خان پسر ارشد امیر دوست محمد خان بالای حکومات محلی ترکستان زمین یورش مینماید تا اینکه بتواند امرای محلی را مادون حکومت مرکزی ساخته ، با گرفتن خراج هنگفتی به گونه (( باج)) از حکومات محلی خزانه دولت مرکزی را پر مینمود. امرای محلی مقاومت شدید نشان میدهند. باالاخره حاکم بلخ ایشان اوراق خان و حاکم آقچه ایشان صدور خان با هشت صد نفر مخالف دولت بدست محمد اعظم خان گرفتار میگردد. درین هرج و مرج آقچه خصارات زیادی را متقبل میشود و در مدارس عالی ، دیگر مدرسه ها مدتی آموزش و تدریسات توقف پیدا میکند.
در دوره های بعد آقچه شاهد یک سلسله رویدادهای علمی و فرهنگی میگردد. اولین کانون فرهنگی جدید دولتی بنام ابتدائیه شورمیدان در دوره حاکم عبدالعزیز خان سنگ بنیاد آن در شورمیدان آقچه گذاشته میشود.
در زمان حکومت امان الله خان امر تأسیس یک باب مکتب ابتدائی را در هر ولسوالی کلان صادر مینماید. همین بود که در سال 1301 خورشیدی امر اعمار یک باب مکتب ابتدائیه برای حاکمیت آقچه داده میشود.
در آواخر دهه اول سده چهارده هم روسها در آسیای مرکزی حملات خود را آغاز مینماید و در اثر حملات پراگنده گی در کانون فرهنگی منطقه رو نما میگردد. بعد از اشغال منطقه توسط روسها عدۀی از مردم ( که در آن بزرگان ادب نیز شامل است) با روحیه حکومت روس ساز گار نگردیده به این طرف دریای آمو می گذرند. مهاجرت ها از اسیا مرکزی به مناطق اطراف شمالی دریای آمو در دو دهه طول میکشد و در شهر های نزدیک چون بلخ ، آقچه و اندخوی سکونت میگزیند. و بعضی هم عازم کشور های گرم سیر مانند مملکت حجاز ( عربیستان امروزی) و غیره میگردند و در آنجا استقامت میگزینند. وبزرگان ادب چون ( مولانا سید غیب الله " غیبی بخارایی ، قاری حبیب الله بخارایی ، داملا الله قل " وافی " سمرقندی و داملا عبدالکریم "ندیمی" خوقندی ) در دیار آقچه زمین استقامت مینمایند.واولاده این منطقه از نزد وارثین علوم منفعت میبرند و در آن زمان مدرسه های چارشنغو ، شورمیدان و قدیمه قم اریغ از شور شعف کافی برخوردار بوده است.
در زمان حکومت محمد نادر شاه ابتدائیه شورمیدان از صنف ششم فارغ میداد. در سال 1336 خورشیدی در شهر جدید آقچه مکتب ابتدائیه تأسیس میگردد. ازدیاد علاقمندان و جدیدالشمولان باعث میشود و شرایط نیز ایجاب میکند تا ابتدائیه ذکور آقچه به متوسطه ارتقأ نماید و نیز راهی برای تعلیم طبقه اناث نیز باز شود همین است که ابتدائیه اناث آقچه جدیداَ تاسیس میگردد و در سال 1345 خورشیدی ابتدائیه ذکور هم به متوسطه ذکور آقچه ارتقاَ مینماید. تا اینکه در اثر تلاش بعضی از شخصیتهای روشن در سال 1349 متوسطه آقچه به لیسه آقچه ارتقأ مینماید و همزمان ابتدائیه اناث نیز به متوسطه ارتقاء مینماید. و لیسه ذکور اولین فارغین خود را به کمیت 46 نفر به جامعه در سال 1351 خورشیدی تقدیم مینماید. بعد از دهه چهارم سده چهارده تعداد مکاتب در اطراف آقچه به شمول علاقه داری های آن زیاد میشود بناَ روشن فکران در صدد ان میشوند که در شهر آقچه نهادی برای بررسی مکاتب مربوطه تاسیس گردد ، تا اینکه مشکلات رفت و آمد سرپرستان مکاتب ازین ناحیه رفع گردد. و باالاخره در آواخر نزدیک مدیریت معارف در شهر جدید آقچه تاسیس و به فعالیت اغاز مینماید
گرد آورنده و محقق : محمد رسول «کفاش»